کهکشانیها | سیاره اول

سلامی به گرمای تابستان پیش رو, به گرمای بازیهای مورد انتظار,به گرمای وجود تمام بازیبازان دنیا . . .
نمایشگاه E3 دیگری سپری شد و درمیان غرفه های جورواجور و کنفرانسهای بی بدیل امسال عناوینی معرفی شدند و خودنمایی کردند که مطرح کردن آنها در سری مقالات جدید خالی از لطف نخواهد بود و چشیدن طعم خوشایند آنها برای هر گیمری لذت بخش است. شاید اگر نام فرشید عبداله پور شنیده شود اذهان به سمت و سویی مشخص کشیده میشود که بله سری مقاله دیگری در راه خواهد بود. بله همینطور است. سری مقاله “کهکشانیها” کلید خورده است. سری مقاله پیشرو قصد دارد عناوین بزرگ و قابل ستایش مطرح شده در بزرگترین نمایشگاه دنیای گیم را معرفی و در مورد آن ها گفتگو کند. ابتدا آنچه که نویسنده دیده و برداشت کرده است را مطرح کند, نظرات را در مورد آن بیان کند, تصاویر منتشر شده را میهمان دیدگان شما کند,در آخر انتظارات را مطرح و نظرات شما منتقدین تیزبین را جویا شود. برای سری مقاله پیشرو زحمات زیادی کشیده شده تا در ویترین سایت دوست داشتنی دیبازی خودنمایی کند. حتما و حتما سری مقاله مد نظر را دنبال کنید و ما را از نظرات خودتان بی نصیب نگذارید. هفته ای دو قسمت از سری مقاله مورد نظر روی سایت خواهد رفت. از تمام تجربه و تخصص خویش بهره برده ام تا لذت از عناوین به نمایش درآمده در نمایشگاه امسال راهمچون خویش به شما مخاطبین عزیز نیز بچشانم.


قبل از شروع مراسم E3 امسال اینقدر تب و تاب این مراسم ما را درگیر خود کرده بود که دل در دلم نبود تا شروع این مراسم که با محبوب های خویش دیداری تازه کنم. قبل از شروع کار مراسم خیلی با خود فکر کردم چه مطلب ارزشمندی میتوانم در باب این مراسم نگارش کنم,تحلیل بنویسم, به پوشش زنده مراسم کمک کنم,اولین نگاه داشته باشم و یا تحلیل تریلرهای پخش شده, اما اینقدر این مراسم به دلم نشست تا بر آن شدم تمام انرژی و احساس خویش را به کار بندم و ۱۰ عنوان کهکشانی و درخشان مراسم را جدا کرده و در مورد آنها بنویسم. حال و هوای بنده هنگام نگارش این سری مقاله ده قسمتی دقیقا مانند زمانی بود که سری مقاله تکاندن خاک یک گنج را در دیبازی کلیک زدم و آن سری مقاله بعد از نظرسنجی محبوب ترین مقالات سایت شناخته شد. امیدوارم این سری مقاله پیشرو نیز چند روزی میهمان دیدگان و چندین سالی میهمان قلبهای شما باشد. عشق به دنیای بازیها و عشق به گیمرها علاقه ایست که هیچگاه از ذهن ما پاک نخواهد شد.
کهکشانی اول, طلوع کن, طلوع . . .
کنفرانس مایکروسافت شروع شده بود و همه منتظر نمایش عنوانی بودند که سالها میهمان خانه های آنها بود, عنوانی که قهرمان داستانش شناخته شده و سرسخت بود. قدم زدن در کنار پوسترهای تبلیغاتی این بازی شوقی عجیب را در دلها تداعی میکرد. نمایش داشت شروع میشد و من نمیتوانستم لحظه ای چشمانم را از مانیتور روی سن بردارم. و اینک نمایش لارای دوست داشتنی . . .
برای فرار از چه چیز ذهن کنجکاوش مدام طلب جستجو میکند؟ چه چیز در درون اوست که نوای گرگ ها عقب نمیرانتش, پنجه خرس ها نمیهراسانتش, سوز سرما نمیخشکانتش . . . وقتی چیزی را میخواهد بدستش می آورد, اما به راستی فلسفه زندگی او چیست؟ به دنبال چه میگردد؟ چه قدر زندگی خویش را دوست دارد که اینقدر برای بقای آن میجنگد؟ آیا ارزشش را دارد؟ دیدن صحنه عبور از این همه صخره های یخی, بالا رفتن از این همه دیوارهای سرد و یخ زده وقعا ترس را در دلها می افکند. اما به راستی لارا چگونه دختریست؟ مگر میشود در میان سوز و سرما و این همه حیوانات وحشی و این همه گرگ گرسنه به دنبال آشیانه گرمی که آن هم فاقد آرامش و آسایش است, گشت؟ حتما هدفی دارد, ریختن قطرات خون از دستی که در اثر برخورد به لبه های تیز صخره سنگی زخمی شده است روی جای پاهای به جا مانده در برف نوید استشمام بوی خون توسط گرگ ها را میدهد تا همین امشب میهمانی قتل لارا را برپا کنند و قول یک غذای کامل و چرب را به هم بدهند! خرس زخم خورده در لانه خویش نخوابیده است تا بار دیگر قهرمان ما را ملاقات کند و حسابی از خجالتش در آید! او در فکر بقای زندگی خویش است و پا در میان غارهایی میگذارد که اسکلت های بیچاره از نمور بودن دیواره های غار پوسته داده اند! اما هنوز هم در میان این همه خشونت و سختی و زمختی میشود از بالای مقبره های با شکوه ساخته شده در سیبری لذت از تماشای مناظر بی نظیر برد, میشود صدای دلنشین باد را شنید, سکوت را لمس کرد, با گرمای آتش چند تکه چوب تا صبح معاشقه کرد, میشود شکار کرد و گوشت لذیذی را بر بدن زد. میشود با خود تنها شد. میشود خاطرات خوب قدیم را تکرار کرد و به فکر روزهای خوب بود. حتما لازم نیست در روزهای خوب باشیم میشود با فکر روزهای خوب آینده نیز از زندگی خویش لذت ببریم. لارای قصه ما اینبار مصمم تر و جدیتر باز خواهد گشت. قرار است همدم روزهای تنهایی ما پا در مناطق خطرناکتر و بی رحمتری بگذارد. آیا شما مایل هستید او را در این سفر هولناک همراهی کنید؟
یک لیوان تصاویر دوست داشتنی بنوش!
اولین چیزی که در نمایش امسال چشمان را نوازش داد گرافیک حیرت آور این عنوان با موتور گرافیکی جدید کریستال دینامیکس بود با نام Foundation Engine که حقیقتا در ارائه انیمیشنهای حرکتی بی نظیر عمل کرد. جلوه طوفان و برف عالی بود. جلوه آتش و همینطور انیمیشن خود لارا و همینطور حیوانات و صد البته شرایط جوی حاکم بر بازی حرف های زیادی برای گفتن داشت. آقای دارل از اسکوئر اینکس میگوید :” با استفاده از قدرت نسل جدید و موتور Foundation ما عنوانی را طراحی کرده ایم که چیزی فراتر از یک حماسه است و یک موقیعت جغرافیایی وسیع را به تصویر می کشد. جهان بازی از از فضا های زیادی برای اکتشاف و جست و جو پر شده است که از زیبا ترین و البته خطرناک ترین نقاط جهان به شمار می آیند. جهان بازی ۳ برابر جهان نسخه ی قبلی است. پس از بازخورد های طرفداران ما این عنوان را در سبک Survival-Action حفظ کردیم.”
کارگردان بازی آقای هورتون میگوید:” موی سر لارا همواره از مهم ترین ویژگی های این سری بوده است. در حال حاضر به همراه Xbox ONE و Rise Of Tomb Raider در حال ساخت و پرداخت تکنولوژی جدیدی هستیم که طی آن بهترین کیفیت موی سر را مشاهده خواهید نمود . موتور نورپردازی از اول نوشته شده و موتور انیمیشن برای واکنش های صورت لارا دوباره به طور کامل طراحی شده است. تمام پردازش های محیط ما، موتور نورپردازی و به طور کلی همه جوانب تغییر داده شده تا از حداکثر قدرت Xbox One استفاده شود.
ما رابطه فوق العاده ای با مایکروسافت داریم. ما به طور مستقیم با هم کار کردیم و درک کردیم که چطور می شود از کنسول حداکثر بهره را برد که تاکنون یک تجربه بی نقص بوده است.”
اما در گوش شما چیزی را خواهم گفت که حیرت آور و جذاب است, دشمن اصلی شما در این نسخه انسانها نیستند بلکه دشمن اصلی لارا طبیعت خواهد بود, از وضعیت جوی بگیرید تا حیوانات و سیل و طوفان و محیط پیرامونی و غیره.
نکته ای که در خود نمایشگاه هم زیاد پچ پچ میشد و پاسخ خوبی داده شد این بود که آیا محیطهای بازی کاملا سرد و یخ زده و برفی خواهند بود و ما شاهد مناطق گرمسیری و البته حاصل خیز نیز خواهیم بود؟ پاسخ را آقای هورتون اینگونه بیان کردند :” یک بخشی از دنیای این بازی وجود دارد که انگار به نظر می آید خارج از سیبری می باشد. ما این منطقه را واحه (بخش هایی در بیابانی خشک که حاصل خیز هستند و از آب نیز بهره می برند) نامگذرای کرده ایم.
این بازی به طور کامل در انجماد جریان ندارد. ما فعلا در رابطه با این واحه صحبت نمی کنیم فقط همینقدر که دما و آب هوا در آن نسبت به سیبری کاملا متفاوت است و شما از اول تا آخر در یک محیط ثابت قرار نخواهید گرفت.”
بفرمایید کمی هم فکر کنید!
مسئله ای که خود بنده نیز خیلی در مورد آن نگران بودم و البته گلایه داشتم عنصر اصلی این سری بازی یعنی معماها و پازل های بازی بوده است, چیزی که در ریبوت نسخه قبلی نیز کمتر شاهد آن بودیم هرچند عنوان قبلی بسیار جا افتاده و قابل قبول بود ولی واقعا جای عنصر مقبره های مملو از پازل و معما خالی بود. اما خبرهای خوبی برای ما در راه است دوستان عزیزم. مدیر نوآوری مجموعه در این مورد پاسخ داد:” مقبره بیشتر یعنی پازل بیشتر، پازل ها بخشی از فرمول اصلی مقبره ها هستند و من هیجان زده ام که بگویم این بازی مقبره های بسیار زیادی دارد. شما درجه های مختلفی از سختی پازل هارا در مقبره ها می بینید، به طور مثال در بعضی از مقبره های بزرگ تر پازل های بیشتر و سخت تر دیده می شود اما ما سعی داریم که سختی همه پازل هارا به طور متوسط قرار دهیم تا همه قادر به حل آن باشند. ما می خواهیم که پازل ها سخت باشند ولی نه آنقدر که مردم معمولی قابل به حل آن نباشند، پازل هایی که بعد از کمی فکر کردن حل شوند، درست مثل پازل هایی که در نسخه های آغازین این بازی دیده می شد. به طور مثال شما می توانید در هر پازل به چند اتاق مختلف بروید و یا کارهای مختلفی انجام دهید و ما به شما قول می دهیم که در آخر وقتی که این پازل را حل می کنید به خودتان افتخار می کنید، پازل ها بر پایه علم فیزیک و سیستم علت و معلول قرار دارند به طور کلی شاید این پازل ها وقت شمارا بگیرند اما در پایان می فهمید که کارهایتان بی دلیل نبوده است.”
عاشق این جملات تاثیرگذار آقای هیوگز شدم, معماهای برپایه قوانین فیزیک و علت و معلولی که بی جهت نیستند و کاملا در جهت پیشبرد عناصر داستانی و گیم پلی بازی هستند که این خود بسیار مفید و البته ارزشمند است در بازی گنجانده شده اند.
قصه از کجا شروع میشود؟
خوب به دنبال یک داستان پیچیده همانطور که من نیستم شما هم نیستید که؟ داستان مانند نسخه های قبلی سیر مشخصی دارد و لارا به دنبال ماجراجویی و گنج رفته و قرار است اتفاقات داستان گویای ماجرا باشد تا ما را وارد مجموعه ای درگیر کننده و البته هیجانی بکند و مرا همین بس میباشد شما را چطور؟
هیوگز میگوید:” ما همیشه سعی کرده ایم برای هر نسخه از بازی یک داستان مستقل بسازیم پس اگر شما نسخه های قبلی Tomb Raider را بازی نکرده اید میتوانید بدون هیچ مشکلی نسخه جدید بازی را تجربه کنید ولی ما همیشه سعی کرده ایم یک ارتباط جزیی و مفهومی بین سفرهای پرخطر Lara برای گیمرهایی که تمام نسخه های بازی را دنبال کرده اند ایجاد کنیم و این امکان وجود دارد که گیمرهایی که از گذشته با ما همراه بوده اند درک بیشتری از داستان بازی Rise of the Tomb Raider داشته باشند پس در پاسخ به این سوال که آیا داستان و وقایع بازی متصل به نسخه قبل بازی است باید بگویم بله و کمی هم خیر هرچند من بازهم تاکید میکنم داستان بازی کاملا مستقل است. در مورد وضعیت نقشه و وسعت بازی باید بگویم که وسعت نسخه جدید بازی Tomb Raider از نسخه قبلی بیشتر است اما ما میخواهیم کاری فوق العاده در این باره انجام دهیم و وسعت نقشه بازی را ۳ برابر بیشتر از نسخه قبل بازی کنیم. ما بر روی سیستم بازی بسیار کار کرده ایم نه فقط برای بزرگ تر کردن نقشه بازی بلکه در کنار وسعت نقشه جذابیت و تعامل محیط با شخصیت اصلی بازی نیز جزو هدف های اصلی ما بوده است، ما تک تک قسمت های بازی را فقط برای رسیدن به این هدف بررسی کرده ایم. من میتوانم بگویم که بازی Rise of the Tomb Raider جاه طلبانه ترین نسخه ای است که تا به حال برای این سری ساخته شده است.”
دلم همایون شجریان میخواهد!
اما یک نکته ای تا یادم نرفته است را نیز بیان کنم که موسیقی در هر عنوان شایسته گوش دادن و غرق شدن در لذت از شنیدن آن است, عناصر موسیقی در یک عنوان موجب تفکر,تهیج شدن,غرق شدن در تنهایی, و از همه مهمتر حس همدردی و همراهی با کاراکتر اصلی عنوان میشود. بازی طلوع تامب ریدر با نمایش گیم پلیش در نمایشگاه امسال نشان داد از این عنصر ارزشمند نهایت استفاده را برده است و واج به واج مراحل بازی, شما موسیقی کلاسیکی را خواهید شنید. آقای Jason Graves مسئول ساخت موسیقی ها و آهنگ های بازی است. او یک آهنگ ساز حرفه ای است و برای بازی هایی نظیر Dead Space , FEAR Prince Of Persia و Rayman آهنگ سازی کرده و بسیار فرد با تجربه ای در صنعت بازی های رایانه ای است.
صداپیشگی شخصیت Lara را نیز خانم Camilla Luddington بر عهده گرفته است, کسی که در نسخه های پیشین نیز مسئول صدا پیشگی Lara Croft بود. از دیگر کارهای وی می توان به سریال های تلوزیونی مانند True Blood اشاره کرد.
وقتی به آخرای نمایش بازی در نمایشگاه نزدیک میشدیم آب بینی نفرات کنار دستی ما نیز افزون میشد! نمیدانم خماری تجربه بازی این طور کرده بودشان یا مستی از نمایش فوق العاده آن, خلاصه هر چه بود اوقات خوشی بود. به امید تجربه هر چه زودتر این عنوان و چند پلتفرمی شدنش و تاخیر نخوردن و انتشار در موعد ۱۰ نوامبر امسالش. پیش بسوی لذت از کهکشانیهای امسال . . .
کهکشانی دوم بزودی . . . فرشید عبداله پور
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
مرسی خیلی مطلب خوبی بود

به به اقا فرشید :۱۵:
مثل همیشه عالی
اقا مقاله بسیار خوبی بود. اون کمبودی که موقع پوشش زنده E3 توی سایت بود رو پر کردی!
در مورد بازی هم خوبه که در مورد معما ها همچین تصمیمی گرفتن. معما باید نسبتا سخت باشه و قابل حل.
بازی بعدی که روی سایت میره کدومه؟
صبر داشته باش آقا میلاد تا دوشنبه شب
بابت مقاله ممنون
سلام به آقا پیمان,تهیج شدن یعنی تحریک و سر شوق آمدن
اون گیمپلى میگم که قابل بازى بود نه اونى که در طول کنفرانس پخش شد.
ببخشید آقا فرشید،معنیش رو میدونستن ولى فکر میکردم نیاز به ‘شدن ‘ دیگه نداره. بازم ممنون
یه گیمپلى از غرفه هاى نمایشگاه دیدم به نظرم نسبت به نسخه قبلى خیلى فرقى نکرده بود،به هر حال همونم بازى خوبى بود.
مرسى از نوشتتون فرشید خان ،جسارتا “تهیج شدن” اشتباس فکر کنم.منتظر قسمت بعدى هستم،
گیمپلی از غرفه های نمایشگاه دیدی؟

عالی کار شده بود رو متن :۱۵:
به به … من قبل از خوندن مقاله ها اول اسم نویسنده رو میخونم…DENIRO!! مگه میشه از کنار قلم آقای فزشید ابداله پور به سادگی گذشت…؟
با تشکر فراوان…
مرسی و تشکر از نویسنده!
مرسی ممنون مطلب جالبی بود و روی مطلب خوب کار شده بود