کوچک، کمخرج و خاص | معرفی بازیهای Cibele و Pony Island

در ادامه معرفی آثار کمتر شناخته شده، اینبار به سراغ دو بازی Cibele و Pony Island رفتم که برخلاف سه اثر قبلی معرفی شده، این دو بازی مدت زمان زیادی نیست که منتشر شدهاند. Cibele و Pony Island همین یک سال پیش میزبان جامعهی گیمرها بودند و جزو مستقلهای خاص و خوب این چند سال محسوب میشوند. هر چند که خوب و تازه بودنشان باعث نشده تا توجه بخش زیادی از مخاطبان در کشور به آنها جلب شود. به همین منظور، این دو اثر جمع و جور و زیبا را گزینههای ایدهآلی برای این قسمت از معرفی دیدم؛ امیدوارم که این متن مراتب قلقلک حس کنجکاوی شما را فراهم کند. در ادامه همراه دنیای بازی باشید.


«سیبل» بازی خاصی است؛ نه از آن جهت که شامل موارد زیادی خرق عادت و ویژگیهای عجیب و بعضا مریضوار ژاپنیست، بلکه از این حیث که مانندی ندارد. هیچ اثر دیگری از این نوع پیادهسازی و روایت داستانی بهرهمند نبوده و شاید فقط خود «نینا فریمن»، سازندهی بازی، اثری مشابه به این ساختهاش تحویل مخاطبان بدهد. حال این بازی مستقلی که در دو ساعت به پایان میرسد، چه هویتی دارد؟
نینا فریمن در ۱۹ سالگی هنگامی که در دانشگاه مشغول به تحصیل بود، سرگرم تجربهی اولین نسخه تمام آنلاین مجموعه بازیهای فانتزی نهایی، یعنی نسخه یازدهم میشود. مزیت و تفاوت بزرگی که بازیهای آنلاین با آثار معمول دارند، تعامل با افراد واقعی است که این امر در بازیهای آنلاین Moba از کیفیت بیشتری نیز برخوردار است و بخش زیادی از جذابیت محصول بر همین تعامل و همکاری گروهی پیادهسازی شده. نینا نیز بهواسطهی این اثر با افراد زیادی آشنا میشود که یکی از آنها «بلیک» است؛ فردی که اولین رابطه دوستی قوی نینا با وی شکل میگیرد. سیبل در مورد همین دوره و این دوستی مجازی است. سازنده براساس یک بازه از زندگیاش اثر را شکل داده و تمام سعی خود را نیز کرده که محصولی وفادارانه با توجه به خاطرات قدیمی و احساسات خودش خلق کند. وی در بازی، در نقش خودش ظاهر شده است. بازی آنلاین ساختگی «والتامری» که زمینه این آشنایی و رخدادهای بعدش را سبب شد، بهجای فانتزی یازده قرار گرفته و سیبل نیز نام کاربری نینا در فانتزی نهایی بود، که در این بازی به انجام همان وظیفه قدیمی مسئول گشته است. مجموعهای از عکسها و متنهایی از وبلاگ قدیمی خانم سازنده در بازی قرار گرفته و دسکتاپی شبیه به دسکتاپ آن روزهای زندگیاش را دقیق در بازی پیادهسازی کرده است. همین موضوع، سیبل را بسیار ملموس و واقعی کرده، و تجربه کوتاهاش را برای مخاطب خاطرهانگیز.


شما در بازی بهطور کلی سرگرم به انجام دو کار هستید؛ یا در کامپیوتر نینا مشغول جستوجو در فایلها، عکسها، خواندن ایمیلها و صحبت با چندی از دوستان او هستید، یا وارد بازی والتامری میشوید و با بلیک بهصورت دو نفره مشغول به زیر پا گذاشتن نقشه بازی. گیمپلی طراحی شده برای بازی آنلاین والتامری بهصورت اشاره و کلیک (Point & Click) کلاسیک است، و در کل بسیار ساده کار شده. در اصل این بخش، شاید همانند نقشی که فانتزی یازده برای خود نینا فریمن داشت، بهانهای است برای صحبت و گپ با دوست مجازیاش بلیک و شکلگیری رابطه دوستی آنها.
سیبل اثر پیچیدهای نیست. مدت کوتاه گیمپلی آن بهراحتی به سرانجام میرسد. ولی داستان و روایت خوب و صمیمی آن است که تا انتها شما را سرگرم این بخش کوتاه ولی خاطرهانگیز زندگی سازندهاش میکند. بخشی که ممکن است خودمان به شیوههای مختلف تجربهاش کرده باشیم و این پیادهسازی خالصانهاش است که باعث ایجاد ارتباط مخاطبها با این بازی میشود. همین امر سیبل را در زمره مستقلهای خوب سال پیش قرار داد. یک فرصت به این عنوان خوب بدهید و در نظر هم داشته باشید که محتوای بازی ممکن است برای تمامی گروههای سنی مناسب نباشد.


«جزیره پونی» از آن دست آثار است که نوشتن درموردشان شاید به اندازه ساختناش کاری سخت و نشدنی باشد. واضح است که سازندهی بازی با تلاش بسیار به ایدههای عجیب خود سروسامان داده و چنین اثری را خلق کرده است.
منوی شروع بازی شدیدا فریبدهنده است. یک تک شاخ کوچک (پونی) که شادمان در حال سیاحت در دشتهای صورتی است. به محض فشردن دکمه شروع، همه چیز رنگ میبازد و عکس بالا خودنمایی میکند. یک چیزی این وسط مشکل دارد.
واقعا توصیف این بازی سخت است. سازنده بازی را ساخته تا خودتان با آن بدون کمترین پیشزمینه ذهنی برخورد کنید و شخصا مشغول به کشف رازها و داستان مخفی نهفته در آن شوید. از آن طرف، شیوهای که برای پیادهسازی محصولاش در پیش گرفته، که راهی بسیار عجیب است. سازنده با هوش خود توانسته از روند پیشروی در بازی به عنوان یکی از برگ برندههای بازی بهره ببرد؛ البته بازی خالی از ایراد نیست و یکی از مینیگیمهای اصلی در گیمپلی، بهدلیل بهرهوری از دشوارسازی بیش از حد فقط برای حفظ جذابیت، تا اواخر بازی تکراری میشود و تجربه اثر را دچار اختلال میکند. گیمپلی در دو بخش دنبال میشود؛ در بخش اول شما کنترل یک پونی را در فضایی دوبعدی برعهده دارید و مسوولیت دارید ضمن پریدن از موانع، به دشمنانی که قصد قلع و قمع کردن شما را دارند درسی بدهید و با دهانتان لیزر بارانشان کنید؛ در بخش دوم نیز در کامپیوتری مشغول به جستوجو میشوید.
شما در جهنم اسیر هستید. به کمک فردی مرموز، قصد شورش و براندازی حکمرانی شیطان و بد طینت حاکم بر آن و آزادسازی تمامی روحهای اسیر در این مکان و دنیای کامپیوتری عجیب خلق شده بهوسیله شیطان حاکم را دارید. این توضیحات عجیب، راحتترین توصیفات ممکن از داستان جزیره پونی است. اثری سیاه که زمین زدن آن در نهایت چهار ساعت به طول میانجامد. امیدوارم از اقامت خود در جزیره پونی خاطرات خوبی را رقم بزنید.
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
سیبل رو خیلی وقته می خوام برم ولی هنو نرفتم! :۲۴: :۱۴:
طبق عادت برای عناوین مهم برای خودم،ترجیحا چیزی نمی خونم ازشون مخصوصا قبل از تجربه ولی در هر صورت تشکر می کنم بابت سعی در معرفی عناوین ارزشمند و در حاشیه تر.
خوب کاری میکنید. کالا ذات این آثار اینه که مخاطب بدون هیچ پیشزمینهای باهاشون برخورد بکنه و شروع بکنه به کنکاش درشون.
چون محصولات خوبی هم هستند وقتی که گذاشته میشه تضمینی برگشت لذت رو هم در پیاشون داره :۱۵: