شستم رو دیلیته… | رومیزی

قطعا نباید کتاب را از روی جلد و پوستهاش قضاوت کرد اما واقعیت این است که نه تنها همهمان این کار را میکنیم بلکه طبق تحقیقاتی که در دانشگاه پرینستون انجام شده، در کمتر از ۰.۰۵ ثانیه بعد از دیدن جلد یک کتاب آن را قضاوت کرده و تصویری دائمی از آن در ذهنمان به ثبت رساندهایم.
در هر صنف همین جمله را با ادبیاتی متفاوت میتوانید پیدا کنید؛ فیلم، وبسایت، بازی یا حتی یک آلبوم موسیقی، اگر نتواند در ثانیههای آغازین رویارویی با مخاطب قلابش را به دامان او بند دهد بعید است دیگر شانسی برای عرض اندام پیدا کند و به سادگی فشردن یک کلید DELETE بر روی صفحه کلید دودمانش به باد میرود.
کاریکه بعد از این در «شستم رو دیلیته» مجبور به دنبال کردنش هستید (اگر استفاده از گزینه ی بَک یا بستن مرورگر به ذهنتان نرسد!) چیزی شبیه به همان مسئلهی جلد کتاب است. یعنی بدون هیچ پیشزمینهی فکری و دانستهای از گذشته درمورد یک اثر، به اندازهی یک سکانس به فیلمهای بلند، قسمت آغازین به سریالها، قطعهی سرآلبومی به آلبومهای موسیقی و فصل افتتاحیه به بازیها فرصت میدهیم تا برای اینکه دقایق بیشتری از عمرمان را به آن ها اختصاص دهیم قانعمان کنند. در تمام این مدت هم بهصورت نمادین شستمان را روی دکمهی دیلیت صفحه کلید نگه میداریم تا به محض شل زدن اثر از شرش خلاص شویم.
برد گیم را به زبان کودکیهایتان «بازی فکری» صدا کنید اما به اندازهی یک اسباب بازی میانِ تلی از اسباب بازیهای یک اسباب بازی فروشی کوچک نگاهش نکنید. بسیاری از آن آلات بازی را دیگر به رسم گذر عمر نمیتوانید لحظهای تحمل کنید اما کافی است همان صفحهی کوچک مار و پله را در جمعهای دوستانهیتان پهن کنید و به چشم سر ببینید که همچنان جادوی نهفته در تاس و مهرهها لبانتان را به به لبخند وا میدارد و زبانتان را به رجز خوانی برای رقبا.
دور بودنمان از بازار بین الملل تولیداتی مثل برد گیم یک درد است و درد دیگر همان بیچارگییمان با زبان انگلیسی، اینها موجب شده همان تک و توک علاقه مندان هم که مشقت خرید یک برد گیم خاص را به جان خریده و مهارت لازم برای خواندن صفحه دستورات بازی را کسب کردهاند مجالی برای عرض اندام پیدا نکنند یا بهتر بگویم کسی را پیدا نکنند که همبازییشان شود.
این جماعت محکومند به تشکیل خانه تیمی! کافه برد یک خانه تیمی است که مطمئنتان کند همیشه یک نفر برای همبازی شدن پیدا میکنید. این قسمت از شستم رو دیلیته به اپیزود اول از راه حل سردمداران کافه برد برای یکی از معضلاتشان خواهد پرداخت، معضلی به نام جبر جغرافیایی که جمعیت پراکندهی دوستدار بازیهای رومیزی در سراسر کشور را از رسیدن به کافهای در کنج تهران محروم میکرد و حالا با شکل گیری یک آیتم ویدیویی بر بستر آپارات حل شدنی مینماید.
لوکیشن ویدیو همان کافه است که تصمیم تیم تولید بر داشتن نماهای روی دست و متعدد باعث شده نقاط مختلف کافه را از کلی زاویهی مختلف ببینیم و کوچکی محیط به چشممان فرو رود. چیزی که از اپیزود نخست برمی آید این است که دو بخش کلی در رومیز شو جای داده شده، یک بخش جهت معرفی بازیهای رومیزی و بخشی برای بازیهای ویدیوییای که همان کارکرد بازیهای رومیزی را در پلتفرمهای دیگر بروز میدهند.
بخش نخست خوب است چون اگر دستتان به بازی معرفی شده برسد و با خواندن راهنماییهای بازی به زبان اصلی مشکل داشته باشید توضیحات مجری این قسمت میتواند برایتان راهگشا باشد ضمن اینکه برخی کارتها و توضیحات با تصویر سازی فارسی زبان روی تصویر نمایش داده میشوند و شیر فهمتان میکنند. اگر اهل بازیهای رومیزی باشید این را هم میدانید که همیشه آموختن چم و خم بازی از توضیحات یک انسان دیگر راحتتر از خواندن متون راهنما است آن هم وقتی که کسی که برایتان توضیح میدهد مثل مال رومیز شو از اهالی واقعی برد گیم باشد و نه صرفا کسی که محفوضاتش را لب میزند.
در بخش دوم یکی دیگر از مجریان به معرفی بازی موبایل «The Howler» پرداخت، سیاست رومیز شو بر پرداختن به سرگرمیهای ویدیوییای است که روح بازیهای رومیزی را امانت گرفتهاند و برای انجام دادنشان به جمعی دوستانه نیازمندید. نکتهای که هم در مورد این بخش جای اشاره دارد و هم بخش قبل، مربوط به نحوهی دسترسی به موارد معرفی شده است، فرضا یافتن یک برد گیم هرچند معروف در شهرهای ایران کار راحتی نیست. از این بابت شاید اضافه شدن نکاتی مثل اینکه آیا بازی مذکور برای دانلود و چاپ دستی موجود است یا خیر میتواند مفید باشد. لینک دادن به بازیهای ویدیویی معرفی شده به وسیله بارکد یا اشاره به اینکه چه نسخهای از بازی در ایران در دسترس است و حدود قیمتش چقدر است از دیگر مسائلی هستند که کمی جای کار دارند. قطعا برای آدرس دادن مستقیم به فروشگاههای عرضه کنندهی بازی رومیزی، رومیز شو انتظار دریافت تبلیغات را میکشد یا هوای راه اندازی یک فروشگاه آنلاین را در سر میپروراند و خب به عنوان یک علاقهمند برایم فرقی نمیکند کدام یک از این اتفاقات رخ دهد اما ترجیح میدهم هرچه هست را در سریعترین زمان ممکن در دسترس ببینم.
رومیز شو هنوز به بیماری رایج میان نمایشهای آپاراتی دچار نشده و هر اپیزودش را حدودا ده دقیقهای جمع میکند، معضلی که به شخصه با برنامههای چند ده دقیقهای تهیه شده برای آپارات دارم و نمیدانم به کدام مدعی العمومی باید شکایتش را کنم.
از چند دقیقه همراهی با مبتلایان بازیهای رومیزی در رومیز شو پشیمان نخواهید شد، همانگونه که شست ما در این برهوت جوامع برد گیمی در ایران از دیدن چنین نمایشی مشعوف شد اما ضمن رد شدن از روی ویدیوهای رومیز شو خود را برای وبسایت رومیز گیمز بر دیلیت کوبید، برهانش هم تصویری که از آشفتگی وبسایت در ادامه میآورم:


دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
اتفاقا الان داشتم میدیدم خیلی خوب بود(البته اگه یه مقدار از لوس بودن مجریا بگذریم :۲۴: این لوس بودن هم در مقایسه با متین ایزدی و بازیخوار بیشتر به چشم من اومد :۱۲: ). مرسی که هستن :۱۵: